جمعه 12 شهریور 1389  ساعت: 10:14:11
صفحه اصلیورود اعضاپست الكترونيكيجستجوتماس با ما
دریافت فایل
مقالات

میهمانیم در ضیافت مولای عاشقان و رهبر دلدادگان.

آری میهمانیم بر سفره‌ای که یک سوی آن کرم است و سوی دیگر آن خرد؛ کرم از آن بابت که سال‌های سال است او رهبری امت اسلام را به دست گرفته و لحظه‌ای پیوندش با مردم گسسته...

با توجه به اين امر و تاكيد بر اين نكته كه كشور ايران داراي يكي از كهنترين و اصيلترين فرهنگهاي جهان است، سياستگذاران و مسئولان كشور را بر آن مي‌دارد كه فرهنگ را از اركان اساسي جامعه محسوب و جايگاه ويژه‌اي براي آن در تدوين...

اما براستی چرا احمدی نژاد با این طرح مشکل دارد . آیا اصول و ارزش های او مورد تغییر واقع شده است یا آرمانهایش عوض شده است؛ شایدم فکر می کند با این کار می تواند رأی طیف بی بند و بار و قرطی و سوسول و مع ذلک را که به او رأی نداده اند...

اما در این میان تجمع دانشجویان در روز چهارم خردادماه در مقابل سازمان مرکزی دانشگاه آزاد از جهات مختلفی دارای اهمیتی بیشتر و همچنین دستاوردهای بهتری است.

دانشجویان ولایی بعد از گذشت 4 سال از طرح انتقادات و مبارزات...
وحيد محرابيان* - جنبش دانشجویی و بدنه دانشگاه همیشه به عنوان آوانگارد مبارزه با جریانات معارض و فاسد با نگاه ریز بین و دقیق و نیز با  اتخاذ مواضع صریح در ایجاد بستر و زمینه برای مقابله با این جریانات نقش آفرینی کرده است.
...
اخلاق اسلامي

در بيان امام خميني «رحمه الله عليه» از عصمت به عنوان نور كامل ياد شده كه انسان معصوم در پرتو آن از گزند شك و ترديد و نقايص قلبي و معرفتي به لحاظ عقل نظري و از آسيب گناه و معصيت به لحاظ عقل عملي مصون و محفوظ مي ماند.
...
اخلاق در قرآن (حب دنيا) 
 
دنياى مطلوب و دنياى مذموم

بارها گفته‏ايم حب دنيا در اين بحث‏ها چيزى مساوى دنياپرستى است نه بهره‏گيرى معقول...
اخلاق در قرآن (حب دنيا)

اشاره

قرآن مجيد براى خشكانيدن ريشه حرص و ولع به سراغ حب دنياى افراطى و يا به تعبير ديگر «دنياپرستى‏» مى‏رود و با تعبيرات گوناگون قدر و قيمت...
اهل عمل
(سومین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
در مباحث قبلی پیرامون چگونه یک نماز خوب بخوانیم صحبت کردیم. این بحث پر مهم و جذاب غایت ندارد .  و تمرین برای هر چه بهتر کردن آن را هیچ گاه نباید فراموش کنیم. که الصلوة...
ویژه ماه رجب(قسمت دوم)
(اولین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
رجب است و ماه خصوصی ها.
خواستیم نمازهایمان را تا آخر رجب بهتر کنیم تا برای رمضان آماده تر شویم.
در قسمت قبل گفتیم قدم اول برای نماز خوب خواندن ،...

نشانی خانه باران... چاپ ارسال به دوست
Image بی قراری. بی تابی! و کاملا حق داری. مگر می توانی پدر را در چنین حالی ببینی و آرام و قرار داشته باشی؟!
هزار بار رنگ وداع را در چشم های خسته پدر می بینی و هزار بار پلک هایت را بر هم می فشاری و به خود تلقین می کنی: نه. این فقط یک بیماری است. پدر خوب می شود. اسلام هنوز به حضور بابا احتیاج دارد... پدر می ماند.. امروز صبح را با همین پریشانی شروع کرده ای. حتی دلت نمی خواهد برای لحظه ای فکرکنی که پایان این بیماری رفتن است. از آن سو خوب می دانی که دنیا سرای گذر است. خوب می فهمی که پدر هم روزی از این خاک حقیر خواهد کوچید. به روشنی بال های گسترده ملائک را می بینی که برای عروج پیامبر بی قرارند. اما.... هیچ وقت در زندگی به چنین حس متناقضی برخورد نکرده ای! سعی می کنی خود را از این پریشانی نجات دهی. اینک کنار بستر پدر نشسته ای. سکوت سردی که بر اتاق حکم فرماست، احساس غریبی را در جانت شعله ور کرده، دلت می خواهد کسی این سکوت سیاه را بشکند و پدر چنین می کند. تو را به سوی خود می خواند. جلوتر می روی. می خواهد رازی را به تو بگوید. سر خم می کنی و گوشت را مقابل دهان پدر قرار می دهی. پدر سخن می گوید. اما چقدر خسته و آرام: دخترم! ... هیچ کس نمی داند پدر با تو چه گفته است که در ناگهانی تلخ اندوهی عظیم چهره ات را در بر می گیرد. گویی همه چیز تمام شده است و تو به روشنی جواب خود را گرفته ای. هیچ کس نمی داند که پدر به تو گفته است: دخترم! هر سال جبرییل یک بار قرآن را بر من نازل می کرد و امسال دوبار بر من نازل شده است. دخترم این علامت پایان عمر من است. من به زودی از این دنیای محقر خواهم رفت. اشک از چشم های زلالت جاری می شود. بغض راه گلویت را بسته است. پدر دوباره تو را به رازی دیگر می خواند. کسی که لحظه ای پیش تو را دیده باشد، متوجه می شود که تو در یک لحظه چقدر پیر شدی و چقدر خسته! با خستگی جانفرسا و با ناامیدی تمام، دوباره به سخن پدر گوش می دهی؛ اما همه چیز تغییر می کند. ناگهان انقلابی در درونت جریان می گیرد. برق شوق در چشمانت تجلی می یابد. با شادی وشعف از جا برمی خیزی. همه را حیران کرده ای. هیچ کس نمی داند پدر چه رازی را با تو در میان نهاده که این چنین مسرور شده ای. اما تو فقط و فقط به بشارت پدر می اندیشی و سر از پا نمی شناسی: دخترم! تو اولین کسی خواهی بود که به من ملحق خواهی شد. در بهشت منتظر دیدار تو خواهم بود. چه کسی باور می کند تو از شنیدن خبر مرگ خود این قدر خوشحال شوی. نفرین بر این دنیا که تو را چنین از خود سیر کرده است.



  ارسال نظر

نوشتن نظر
نام:
ايميل:
صفحه اصلي:
عنوان:
نظر:

كد:* Code