|
در آستانه
انتخابات هشتمنین دوره مجلس شورای اسلامی بر آن شدیم با صادق امامی عضو شورای
مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در رابطه با عملکرد مجالس گذشته
به خصوص مجلس ششم و هفتم گفتگو کنیم .
امامی در
پاسخ به سوالات خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل به تشریح باید و نباید
های آرمان فلسطین در مجلس هشتم پرداخت.در ادامه متن کامل گفتگوی فوق را مطالعه
بفرمایید:
به نظر شما مجلس هفتم درباره مساله فلسطین چه
کارهایی باید انجام می داد؟
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
بهتر است این سوال را با یک مقدمه نسبتا طولانی آغاز کنیم.
سوال اساسی تر این است که چرا ما باید از فلسطین حمایت کنیم؟ما اگر پاسخ
این پرسش را بیابیم،بهتر می توانیم در مقابل صهیونیستها در دولت،مجلس،دانشگاه و در
جامعه موضع بگیریم.
امروز فلسطین جبهه اول اسلام یا خط مقدم جبهه حق در برابر باطل است.مردم
فلسطین در حال مبارزه با کشور اسرائیل نیستند،آنها مشغول مبارزه با کشوری با پهنه
نیل تا فراتند.این نیست که اسرائیل در فلسطین محدود شود.دو خط آبی بالا و پائین
پرچم اسرائیل تداعی گر اندیشه نیل تا فرات است و ستاره داوود در وسط بیانگر حکومت
زمان حضرت داوود است که پهنه نیل تا فرات بوده.و یکی از سیاستمداران تندرو اسرائیل
دو خط آبی را رود نیل تا سند تعبیر کرده است.
زمانی که وابسته نظامی آلمان در وین از هرتزل می پرسد آیا سرزمین مطلوب شما
بیروت را نیز در برمی گیرد؟پاسخ عجیبی از هرتزل می شنود که زود است آنچه را که
بدان احتیاج داریم و همه آن نیازهای افزایش یافته به زمین را مطالبه کنیم.یا در
جای دیگر مشاور هرتزل در نامه اش به وی در 29 اکتبر 1899می نویسد که پیش از آنکه
خیلی دیر شود می خواستمبه شما یادآوری کنم که گهگاه برنامه فلسطین بزرگ را مورد
توجه و عنایت قرار دهید.برنامه کنگره بال باید کلمات فلسطین و سرزمینهای همسایه را
دربرداشته باشد.در غیر این صورت تمام برنامه بی ارزش خواهد بود.
این یک طرف سناریو است.
خوب است بدانید که در جنگ جهانی اول یهودیان بودند که آمریکا را مجبور به شرکت در جنگ نمودند.و آن به خاطر نفوذ
یهود در شریانهای اقتصادی آمریکا بود. اکنون نیز حدود نیمی از سرمایه های ایالات
متحده آمریکا در دست 2% جمعیت آمریکا،یعنی یهودیان است.
دولت آلمان به خاطر افسانه دروغین هولوکاست تا سال 2030 باید به یهودیان
غرامت پرداخت کند و اسرائیل نیز خود را نماینده تام الاختیار یهود می داند و این
غرائم را دریافت می کند.
چرچیل در جایی می گوید که من صد در صد صهیونیست هستم.یکی دیگر بحث قدرت
مطبوعاتی و رسانه ای این قوم است.البته نفوذ یهود در کشورهای دنیا بیش از این
سخنان است و ما مجال ذکر آنها را نداریم.
این مطالب نشان از نفوذ بیش از حد تصور است.یک زمانی اعراب به خاطر
نژادپرستی بی معنی و تاکید بر مساله عربی بودن قضیه فلسطین ملت مظلوم فلسطین را به
خاک و خون کشیدند .اعتقاد بنده بر این است که مساله فلسطین نه تنها یک مساله عربی
و نه تنها یک مساله اسلامی،بلکه ی مساله جهانی است.جهان با حضور این دولت
نامشروع در حال ویرانی است.
حقیقتا امروز جهان در خوابی خرگوشی فرورفته است و پایان این خواب ارمغان
نیستی را به بار می آورد.اگر ما امروز احساس خطر می کنیم به این علت است که این
غده سرطانی در نزدیکی ما وجود دارد و تهدیدی برای منطقه ما است.و مطمئن باشید اگر
این کشور و دولت نامشروع در نزدیکی آمریکا هم وجود داشت،آنها نیز همین وضعیت را
داشتند.
خیلی از افکار نژادپرستانه صهیونیستها در زمانی بوده است که حیوانات اصلا
اسرائیلی وجود نداشته است.مثلا هرتزل در جایی می گوید اگر ما را به سرزمینی انتقال
دهند که در آن حیوانات موذی و وحشی و درنده ای باشند،من سعی خواهم کرد از مردم
بومی برای از بین بردن این حیوانات استفاده خواه کرد.خوب است بدانیم که این سخنان
قبل از سال 1904 است.چون بعد از آن هرتزل وجود خارج نداشت و فوت کرد.
این سخنان جز مقوله عملیات روانی یا جنگ روانی نیست.
وقتی که بن گوریون یکی از شخصیتهای اسرائیل می گوید دولت اسرائیل دارای
ملتی نابغه و برگزیده است و به همین خاطر هم باید آقا و سرور تمام ملتهای جهان
باشد،نشان از چیست؟آیا این نشان از نژادپرستی این قوم ندارد
اینها مبین این است که ما خط مقدم جبهه را باید تقویت کنیم.فلسطین اگر روزی
از دست مسلمین خارج شود،اسلام فرو ریخته است.وقتی که عنوان می کنند مرزهای کشورهای
ما جایی است که گامهای سپاه ما به آنجا برسد.
تصورش را بکنید دولتی در نزدیکی شما باشد و بیش از 200 کلاهک هسته ای داشته
باشد،پرسش من این است که آیا برای شما امنیتی باقی می ماند؟آیا شما می توانید در
این منطقه به دنبال صلحی پایدار باشید؟آیا ملت شما در این منطقه امنیت دارند؟
مسلم است که خیر.بنده بر خلاف کسانی هستم که برای آمریکا و اسرائیل سوت و
کف می زنند و می گویند ملت ما می داند که هزینه برای فلسطین،اتلاف است.این
اشخاص یا دچار فقر تحلیل سیاسی هستند یا از آبشخور غرب استفاده می کنند.
اما مجلس هفتم.
مجلس هفتم به نسبت مجلس ششم از فهم و شعوری بالاتر در زمینه فلسطین
برخوردار بود.اما یک چیزی که برای بنده عجیب بوده و هست این است که در جریان تخریب
مسجدالاقصی،مجلس ما بیانیه ای صادر کرد با امضای 180 نماینده.اما در حمایت از
ریاست دانشگاه آزاد بیش از 220 نماینده برای امضا کردن این حمایت نامه سر و دست
شکاندند.سوال اساسی اینجاست که آیا مساله مسجدالاقصی در مجلس ما بی اهمیت شده است
و یا آقای جاسبی این همه اهمیت پیدا کرده اند؟
حال اگر نمایندگان مجلس از آقای جاسبی حمایت نمی کردند،نظام ریاست دائمی
قدرتمند دانشگاه آزاد از پای می افتاد و یا به امت اسلام صدمه ای جبران ناپذیر وارد
می آمد؟یا شیرازه علوم عالیه از هم گسسته می شد؟
بحث بنده این است که مجلس شان بالاتری از این دارد که از یک رئیس ثابت
دانشگاهی حمایت کند.این مجلس باید پتانسیلش را بگذارد برای مساله اسلام و
مسلمین،نه برای مسائل حاشیه ای و بی ارزش.
بزرگترین حرکت مجلس هفتم،همایشی بود که در سطح بین المللی پیرامون فلسطین
در بهار 1385 برگزار نمود.و خروجی این همایش فکر می کنم کمکی چند میلیون دلاری به
ملت مظلوم فلسطین بود.
به نظر شما مجلس هشتم چه طور باید عمل نماید؟
اما مجلس هشتم
مجلس هشتم باید به جد به مساله فلسطین بپردازد و فقط تجلی آرمان حمایت از
فلسطین را به بیانیه و همایش محدود نکنند.مجلس هشتم باید به دنبال راهکارهای جدیدی
جهت شناساندن ماهیت و اهداف این غده سرطانی باشد.مجلس باید طرحی را بررسی تصویب
نماید که دانش آموزی که مدرک تحصیلی دیپلم را بگیرد به راحتی بتواند درباره این
رژیم منحوس موضع آشکاری بگیرد. دانش آموز بداند که یهود در عهد پیامبر چه کرده
است؟یهود در دوره امامان ما چه کرده است؟ یهود و استکبار گران چه رابطه ای
دارند؟چرا صهیونیسم باید در فلسطین باشد؟اصلا این حرف صحت دارد که سرزمین فلسطین
را مردم فلسطین فروخته اند؟چرا باید با صهیونیسم مبارزه کرد؟چرا باید از فلسطین
حمایت نمود؟
یک دانش آموز باید اینها را بداند و زمانی که حسین مرعشی سخنگوی کارگزاران
حمایت از فلسطین را اتلاف هزینه می خواند،با خود بگوید چه افراد مرعوبی در احزاب
وجود دارند.
این مهمترین وظیفه مجلس ما می تواند باشد. با هر وسیله ای که می شود در این
راستا باید اقدام نمایند.ما نباید شاهد این باشیم که جوان مسلمان وارد دانشگاه شود
و به هیچ کدام از مسائلی که ذکر گردید واقف نباشد.
برای ما مهم نیست که مجلس از چه طریقی می تواند این مهم را انجام دهد،بلکه
مهم است که این کار صورت گیرد.مجلس باید در این چهار سال برنامه مدونی را برای
تحقق این هدف تصویب نماید.حال بگذریم از اینکه در مجلس ما خیلی از نماینده ها هم
به این اطلاعات محتاجند،ولی این برنامه باید صورت گیرد،همانطور که در رژیم
صهیونیستی دانش آموزان را با این مسائل آشنا می کنند.نظام آموزشی ما باید وارد
حیطه عمل شود.
در پایان نظر بنده این است که مجلس هشتم این پتانسیل را داراست که یک
برنامه مدونی را طلب کند از دستگاه دولت و آن را به تصویب برساند تا در آینده شاهد
ظهور و بروز اشخاصی چون مرعشیها در عرصه سیاست نباشیم.
|