جمعه 12 شهریور 1389  ساعت: 10:51:43
صفحه اصلیورود اعضاپست الكترونيكيجستجوتماس با ما
دریافت فایل
مقالات

میهمانیم در ضیافت مولای عاشقان و رهبر دلدادگان.

آری میهمانیم بر سفره‌ای که یک سوی آن کرم است و سوی دیگر آن خرد؛ کرم از آن بابت که سال‌های سال است او رهبری امت اسلام را به دست گرفته و لحظه‌ای پیوندش با مردم گسسته...

با توجه به اين امر و تاكيد بر اين نكته كه كشور ايران داراي يكي از كهنترين و اصيلترين فرهنگهاي جهان است، سياستگذاران و مسئولان كشور را بر آن مي‌دارد كه فرهنگ را از اركان اساسي جامعه محسوب و جايگاه ويژه‌اي براي آن در تدوين...

اما براستی چرا احمدی نژاد با این طرح مشکل دارد . آیا اصول و ارزش های او مورد تغییر واقع شده است یا آرمانهایش عوض شده است؛ شایدم فکر می کند با این کار می تواند رأی طیف بی بند و بار و قرطی و سوسول و مع ذلک را که به او رأی نداده اند...

اما در این میان تجمع دانشجویان در روز چهارم خردادماه در مقابل سازمان مرکزی دانشگاه آزاد از جهات مختلفی دارای اهمیتی بیشتر و همچنین دستاوردهای بهتری است.

دانشجویان ولایی بعد از گذشت 4 سال از طرح انتقادات و مبارزات...
وحيد محرابيان* - جنبش دانشجویی و بدنه دانشگاه همیشه به عنوان آوانگارد مبارزه با جریانات معارض و فاسد با نگاه ریز بین و دقیق و نیز با  اتخاذ مواضع صریح در ایجاد بستر و زمینه برای مقابله با این جریانات نقش آفرینی کرده است.
...
اخلاق اسلامي

در بيان امام خميني «رحمه الله عليه» از عصمت به عنوان نور كامل ياد شده كه انسان معصوم در پرتو آن از گزند شك و ترديد و نقايص قلبي و معرفتي به لحاظ عقل نظري و از آسيب گناه و معصيت به لحاظ عقل عملي مصون و محفوظ مي ماند.
...
اخلاق در قرآن (حب دنيا) 
 
دنياى مطلوب و دنياى مذموم

بارها گفته‏ايم حب دنيا در اين بحث‏ها چيزى مساوى دنياپرستى است نه بهره‏گيرى معقول...
اخلاق در قرآن (حب دنيا)

اشاره

قرآن مجيد براى خشكانيدن ريشه حرص و ولع به سراغ حب دنياى افراطى و يا به تعبير ديگر «دنياپرستى‏» مى‏رود و با تعبيرات گوناگون قدر و قيمت...
اهل عمل
(سومین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
در مباحث قبلی پیرامون چگونه یک نماز خوب بخوانیم صحبت کردیم. این بحث پر مهم و جذاب غایت ندارد .  و تمرین برای هر چه بهتر کردن آن را هیچ گاه نباید فراموش کنیم. که الصلوة...
ویژه ماه رجب(قسمت دوم)
(اولین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
رجب است و ماه خصوصی ها.
خواستیم نمازهایمان را تا آخر رجب بهتر کنیم تا برای رمضان آماده تر شویم.
در قسمت قبل گفتیم قدم اول برای نماز خوب خواندن ،...

صلح با اسرائيل يا ادامه مقاومت (1) چاپ ارسال به دوست
Imageصادق امامي 

 

 

دير زماني است كه دست پليد استكبار و امپرياليسم بر منطقه اي فرود آمده كه يكي از مقدسترين سرزمينها بر روي زمين است و ملتي مظلوم را به خاك و خون كشيده است كه تاثي از نام مبارك رسول اكرم(ص) دارد.

 

از آغاز قيموميت انگليس بر فلسطين و همزمان با ورود يهوديان به اين سرزمين تاريخي جديد براي اين سرزمين رقم خورد.

 

با سيل مهاجرت يهوديان به فلسطين و تصاحب به زور زمينها به كمك انگليسي ها وقبل از سال 1948 و تصاحب سرزمين اعراب پساز 1948 و كشت و كشتار مردم بي دفاع فلسطين  باعث تشديد درگيريهاي يهوديان و فلسطينيان گرديد.طرحهاي گوناگوني تا به حال جهت صلح طرفين پيشنهاد گرديد كه تا كنون هيچ كدام آنها نتيجه اي را در بر نداشته است.

 

اين مقاله كه در دو قسمت تدارك ديده شده است. كه قسمت اول به طرح ها و ايده هاي مختلف جهت حل مشكلات طرفين يهودي و فلسطيني اشاره دارد و قسمت دوم نيز به بررسي و نتايج مبارزه با رژيم اشغالگر قدس مي پردازد و با آمار نشان خواهد داد كه تنها راه نجات ملت فلسطين انتفاضه و ادامه عمليات استشهادي و  ورود اين عمليات به داخل شهركهاي يهودي نشين است.

 

محور خواسته های یهودیان و صهیونیست ها در اواخر قرن نوزدهم تشکیل یک میهن ملی در فلسطین بود، ولی یهودیان در مورد مرزهای پیشنهادی اتفاق نظر نداشتند و طمع "هرتزل"، بنیانگذار سازمان جهانی صهیونیسم به حدی رسید که در یادداشت های خود در مورد مرزهای دولت یهودی می گفت که این مرزها از نیل آغاز و تا فرات ادامه خواهد یافت و بخش های وسیعی از مصر، تمامی منطقه شامات و بخش گسترده ای از عراق و شمال کشور کویت و عربستان از جمله مدینه منوره و منطقه خیبر را نیز در بر می گیرد.

 

 تا سال 1918 و آغاز حضور اشغالگران انگلیسی در فلسطین بحثی از مذاکرات در میان نبود چرا که تعداد یهودیان از 55 هزار نفر ـ یعنی هشت درصد از جمعیت فلسطین ـ تجاوز نمی کرد و مقدار زمینی را که در اختیار داشتند، تنها 2 درصد از خاک فلسطین بود. هنگامی که طرح یهودی ـ صهیونیستی ـ  در دهه سی ـ شکل تهدیدآمیزی به خود گرفت و فرزندان فلسطین در دفاع از سرزمین و استقلال شان به پا خاستند، اشغالگران انگلیسی که خود را در برابر تنگنای تداوم طرح صهیونیستی و خسارت های انسانی و مالی هنگفتی که در نتیجه انقلاب های فلسطین متحمل شده بودند، می دیدند در صدد یافتن راه حل میانه ای برآمدند که تشکیل یک رژیم یهودی ـ اگر چه تنها در بخش هایی از فلسطین ـ را تضمین کند. از همین زمان به بعد، شاهد ظهور طرح های مختلف صلح عربی، یهودی و جهانی که شمار آنها تا کنون از مرز چند صد طرح گذشته است، هستیم. در این مقاله طرح هایی را که شکل جدی تری به خود گرفته و یا به مرحله اجرا در آمدند و یا اینکه مورد اهتمام و توجه طرف های درگیر واقع شده و یا در نهایت نشانگر تحولی در مواضع سیاسی طرف های مختلف بوده اند، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

طرح های صلح و سازشی که تنها بر مسئله پناهندگان تاکید می کردند و در صدد رفع مناقشات میان اعراب و اسرائیل بودند، یکی پس از دیگری در این دوره ظهور کردند و در هیچ کدام بحثی از تشکیل یک دولت فلسطینی به میان نمی آمد. ضمنا از طرح های صلحی که در این دوره ارائه شد، می توان به طرح نروژ، طرح آمریکایی "جاما" و طرح "جانستون" اشاره کرد. نروژ طرح صلح خود را در 26 نوامبر سال 1952 ارائه کرد و در آن از دو طرف خواست ضمن کنار گذاشتن اقدامات خصمانه علیه یکدیگر، پای میز مذاکرات بنشینند. در طرح صلح "جاما" (1955 ـ 1956) ـ بنا به اقرار مایز کوبلاند ـ "روزولت" توانست موافقت بن گوریون و جمال عبدالناصر را برای برگزاری یک دیدار محرمانه جلب کند. در این دیدار که در یک کشتی اشرافی در دریای مدیترانه انجام شد، عبدالناصر تاکید کرد که مبدا اصلی توافق با اسرائیل، موافقت دولت عبری با بازگشت فلسطینی ها متمایل به بازگشت است و یکی دیگر از شروط این است که باید گذرگاهی ارتباطی میان مصر و اردن ایجاد شود که درخواست های جمال عبدالناصر مورد موافقت طرف اسرائیلی واقع نشد و بن گوریون از اعطای هر گونه امتیاز در مقابل صلح خودداری کرد. طرح صلح بعدی به نام طرح جانستون (1953 ـ 1955) شناخته می شد که هدف از آن حل و فصل مسئله پناهندگان و مناقشه فلسطین با استفاده از شیوه ای جدید بود.

جانستون پیشنهاد کرده بود که از طریق همکاری میان کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و با استفاده از آب های رود اردن، منطقه از نظر کشاورزی به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یابد و پس از آن نیز بستری فراهم آید تا پناهندگان فلسطینی و شمار زیادی از مهاجران یهودی در منطقه مستقر شوند. طرح جانستون نیز توسط کنفرانس پناهندگان که در 20 مه سال 1955 در قدس تشکیل شد، مورد مخالفت قرار گرفت.

در تاریخ 26 آگوست 1955، "دالاس" وزیر امور خارجه آمریکا، طرح صلحی را ارائه و برای حل مسئله پناهندگان، پیشنهاد کرد آن میزان از پناهندگانی که امکان بازگشت شان وجود دارد، به فلسطین بازگردند و بقیه نیز در دیگر کشورهای عربی که در آن اقامت دارند، باقی بمانند. وی علاوه بر آن، خواستار اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از بروز هر گونه جنگ و خصومت میان کشورهای منطقه و حل و فصل نهایی مسئله مرزهای میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی شد.

 در میان سال های 1953 ـ 1955، مصر برای اجرای طرح اسکان پناهندگان فلسطینی غزه ای در شمال غرب سینا با سازمان آنروا همکاری کرد و این طرح ابعاد جدی به خود گرفت ولی طرح اسکان با مخالفت شدید و کامل آوارگان فلسطین غزه ای همراه بود، فلسطینیانی که به دنبال حمله وحشیانه اشغالگران قدس در 28 فوریه 1955، از خانه و کاشانه شان رانده شدند.

فلسطینی ها با به راه انداختن تظاهراتی گسترده خواستار تشکیل یک ارتش آزادی بخش فلسطینی و توقف طرح اسکان در شمال غرب سینا شدند... که این مسئله به ختم پرونده این طرح انجامید.

در 9 نوامبر سال 1955، "آنتونی ایدن" نخست وزیر وقت انگلستان، طرح خود را ارائه کرد و خواستار دست یابی به راه حلی بود که در برگیرنده موضع جهان عرب و اسرائیل در مورد مسئله مرزها باشد. کشورهای عربی خواستار عقب نشینی اسرائیل به مرزهای تعیین شده در طرح تقسیم 1947 بودند و رژیم اشغالگر قدس نیز با رد درخواست عرب ها، بر مرزهای تعیین شده در دوره آتش بس (1948) تاکید می کرد. بن گوریون می گفت: "حمله کشورهای عربی به خاک فلسطین در جریان جنگ 1948، باعث شد که تمامی مصوبات سازمان ملل متحد در مورد فلسطین باطل شود و هر گونه بستر اجرای آن از بین برود."        

در 15 ژوئن سال 1959، "همرشولد" دبیر کل سازمان ملل متحد با وجود اعتراف به حق بازگشت فلسطینی ها، طرحی را برای حل مسئله پناهندگان ارائه کرد که محور آن اسکان فلسطینی ها در کشورهای عربی بود.

ضمنا در مقابل، کشوری که آوارگان در آن سکنی می گزیدند، کمک های اقتصادی دریافت می کرد. پناهندگان فلسطینی ها مخالفت شدید خود را با این طرح اعلام کردند و نمایندگان شان در 26 ژوئن سال 1959 با برگزاری کنفرانسی در لبنان، مخالفت خود را از اینکه حق فلسطینی ها فدای کمک های اقتصادی به کشورهای منطقه شود، اعلام کردند.

در 2 اکتبر سال 1962 جوزف جانسون رئیس موسسه صلح جهانی "کارنیجی" که در سال 1961 از طرف دولت آمریکا مسئولیت تحقیق درباره مسئله پناهندگان را به عهده گرفته بود، طرح خود را برای حل مسئله پناهندگان را ارائه کرد.

جانسون در طرح خود بر حق پناهندگان در بازگشت آزادانه به وطن و یا دریافت غرامت در مقابل اقامت در کشوری دیگر تاکید کرد. رئیس موسسه صلح جهانی در بخشی از طرح خود، ابزارهای اجرای طرحش را نیز ذکر کرده بود.

تنها طرح عربی شایان اشاره که در این دوره جریانی کاملا متفاوت از دیگر کشورها طی کرد، می توان به طرح تونس اشاره کرد که توسط "حبیب بورقیبه" رئیس جمهور تونس در 21 آوریل 1965 ارائه شد و متضمن بندهای ذیل بود:

 1ـ "اسرائیل" یک سوم مساحتی را که تا کنون به اشغال خود در آورده است، به عرب ها تحویل دهد تا آنکه محل تشکیل دولت فلسطینی باشد.

2ـ پناهندگان به مناطق تحت حاکمیت دولت جدید باز خواهند گشت.

 3ـ صلح میان عرب ها و اسرائیل برقرار خواهد شد و جنگ میان دو طرف دیگر به پایان خواهد رسید.

 پیشنهاد رئیس جمهور تونس با استقبال طرف صهیونیستی رو به رو شد چرا که دولت عبری آن را رویکردی جدید در تفکر عرب ها می دانست ولی با این حال رژیم صهیونیستی از هر گونه اعطای امتیاز و چشم پوشی از بخش های اشغال شده خودداری می کرد. گفتنی است که پیشنهادی "بورقیبه" با مخالفت و تقبیح شدید دولت ها و ملت های عربی رو به رو شد.

"لیوی اشکول" نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس در مقابل طرح "بورقیبه"، در 17 مه سال 1965 طرح صلحی را ارائه کرد که مبتنی بر تثبیت وضعیت فعلی فلسطین البته با اندکی تغییرات، مذاکرات مستقیم و فوری با جهان عرب، برقراری صلح دائم و برقرای روابط سیاسی میان اسرائیل و کشورهای عربی بود.

در تاريخ فلسطين طرحهاي ديگري نيز ارائه گرديد كه به توضيح مختصر آنها مي پردازيم:

طرح پيل

 

پیل Peel نام رئیس کمیته ای انگلیسی بود که دولت بریتانیا در سال 1936 و به دنبال انقلاب بزرگ فلسطین تشکیل داد. کمیته پیل در 12 نوامبر سال 1936 وارد فلسطین شد و پس از شش ماه تحقیق در 7 ژوئیه سال 1937، نتایج تحقیقات و راهکارهای پیشنهادی خود را در قالب یک کتاب 400 صفحه ای ارائه کرد که در نوع خود ـ حداقل در نگاه بریتانیایی ها ـ به عنوان مرجعی در مورد تاریخ جدید فلسطین به شمار می رود.

کمیته پیل به این حقیقت رسید که میان تعهداتی که انگلستان نسبت به فلسطین و پیشرفت مردمان این کشور دارد و همچنین وعده هایش به یهودیان مبنی بر ایجاد بستری مناسب برای تشکیل یک میهن یهودی در فلسطین تعارض وجود دارد. این کمیته اعتراف کرد که فلسطینی ها توانایی آن را دارند که خودشان حکومت تشکیل دهند، همانطور که یهودیان از این توانایی برخوردارند.

این کمیته بر این نکته تاکید کرد که تداوم دوره قیمومیت انگلستان، به معنای تداوم انقلاب ها و آشوب ها در فلسطین است و توصیه کرد که فلسطین به دو دولت مستقل تقسیم شود؛ دولت یهودی که مناطق الجلیل، دشت ابن عامر در شمال فلسطین (صفد، طبریه، بیسان، حیفا و عکا) و مناطق ساحلی را که از شمال فلسطین آغاز و تا 25 کیلومتری جنوب تل آویو ادامه می یابد، تحت حاکمیت خود خواهد داشت. منطقه قدس، بیت لحم، ناصره و همچنین گذرگاه ارتباطی میان قدس و یافا نیز تحت کنترل و نظارت انگلستان خواهد بود و باقی مناطق فلسطین نیز به شرق اردن ملحق خواهد شد.

 فلسطینی ها شدیدا با طرح پیل مخالفت کردند. رهبران جنبش یهودی نیز گفته های پیل مبنی بر اینکه تداوم قیمومیت انگلستان در فلسطین عملی نیست، را رد و مخالفت خود را با مرزهای پیشنهادی کمیته پیل اعلام کردند، ولی با این همه، رهبران جنبش یهودی به منظور اطمینان از اجرای طرح پیل مبنی بر تقسیم فلسطین و ارجاع این طرح به کنگره صهیونیسم، کمیته اجرایی این جنبش را مسئول مذاکره با انگلستان کردند.

 کتاب سفید انگلستان ( مه 1939)

 

این کتاب که به نام کتاب سفید "مک دونالد" وزیر مستعمرات انگلستان نیز شناخته می شود، به دنبال آغاز مجدد انقلاب فلسطین ـ البته این بار با شدت بیشتر ـ صادر شد، انقلابی که به مناطق روستایی نیز نفوذ کرد و انگلیسی ها را بر آن داشت تا در زمانی که سخت به نیروهای نظامی خود برای شرکت در جنگ جهانی دوم نیاز داشتند، برای سرکوب انقلاب از شمار نیروهای بیشتری کمک بگیرند. کتاب سفید انگلستان در زمانی تنظیم شد که نتیجه گزارش کمیته "وودهید" که از طرف انگلستان مامور کنکاش در مورد زمینه های عملی اجرای طرح پیل شده بود، منفی بود و مذاکرات مارس 1939 لندن نیز که با حضور انگلستان، یهودیان و گروه های عربی برگزار شده بود، نتیجه ای جز شکست در بر نداشت

 

 

نکته مشترکی که در تمامی طرح های سازش و صلح دیده می شود، تعامل با مسئله فلسطین به اعتبار مسئله پناهندگان است و توجه تنها معطوف به بعد انسانی قضیه فلسطین است نه بعد سیاسی آن. پس از اين نيز طرحهاي مختلفي مبني بر صلح دو طرف با شروطي مشخص ارائه گرديد كه مختصري به آن پرداخته خواهد شد:

طرح خالد حسن(۱۹۸۲)

"خالد الحسن" از اعضای کمیته مرکزی جنبش فتح و رئیس کمیسیون روابط خارجی شورای میهنی فلسطین، در 14 مه 1982 طرحی موسوم به "اندیشه هایی برای حل مناقشه فلسطین" ارائه کرد و خواستار عقب نشینی رژیم اشغالگر قدس از اراضی اشغالی 1967 و تشکیل یک حکومت فلسطینی در این مناطق شد و پس از آن نیز قوانین بین المللی و مصوبات سازمان ملل به عنوان مرجع قانونی در این جریان به شمار می رفت.

طرح صلح عربی طرح فاس (1982)

طرح صلح عربی، در اصل طرحی بود که توسط فهد بن عبدالعزیز مطرح شد و اتحادیه عرب در کنفرانس 6 ـ 9 سپتامبر 1982 که در شهر فاس مراکش و پس از خروج چریک های فلسطینی از بیروت برگزار شده بود، آن را به تصویب رساند. طرح صلح عربی در برگیرنده مفاد ذیل بود:

 1ـ عقب نشینی اسرائیل از تمامی اراضی اشغالی سال 1967 از جمله قدس

 2ـ برچیدن شهرک های صهیونیست نشینی که در مناطق اشغالی 48 بنا شده است.

 3ـ تضمین آزادی دینی و عبادی تمامی ادیان در اماکن مقدس

 4ـ تاکید بر حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت خود ـ به رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین ـ و پرداخت غرامت به فلسطینی هایی که قصد بازگشت ندارند.

 5ـ کرانه باختری و نوار غزه در یک دوره موقت چندماهه تحت نظارت و حاکمیت سازمان ملل قرار خواهد گرفت.

6ـ برپایی دولت مستقل فلسطینی به مرکزیت قدس شریف

 7ـ شورای امنیت مسئول تضمین صلح میان کشورهای منطقه از جمله دولت مستقل فلسطین است.

 8ـ شورای امنیت مسئولیت اجرای مفاد این طرح را به عهده خواهد داشت.

  طرح فاس به عنوان مشی سیاسی حاکم بر جهان عرب، در دهه هشتاد بود که در آن به صورت ضمنی رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شده و بر برپایی دولت مستقل فلسطینی نیز تاکید شده است.

 اين طرحها پاياني نا فرجام داشته اند و هيچ كدام در وضعيت فلسطيني هايي كه در كشورهاي ديگر پناهنده شده بودند ،تاثيري نداشت و حتي سازمان ملل متحد هم  نتوانست كاري از پيش ببرد:

در تاریخ 11 سپتامبر سال 1948 و به پیشنهاد انگلستان، سازمان ملل متحد قطعنامه 194 را تصویب کرد که در آن به پناهندگان فلسطینی که متمایل به بازگشت به خانه های شان بودند، اجازه داده می شد که در سریع ترین وقت ممکن به فلسطین بازگردند و افرادی هم که قصد بازگشت نداشتند، در مقابل املاک و مستغلاتی که در فلسطین داشتند، پول دریافت می کردند. ضمنا اگر به دارایی ها، املاک و مستغلات پناهندگان آسیبی وارد شده بود، طرف مسئول باید غرامت آن را پرداخت کند.

  بر اساس این مصوبه:

1ـ بازگشت فلسطینی ها به سرزمین شان، حقی لازم الاجرا به شمار می رفت.

2ـ بازگشت به فلسطین، تنها به تمایل فرد پناهنده بستگی داشت.

3ـ این حق طبیعی ملت فلسطین بود و هیچ منتی در این میان وجود نداشت.

4ـ هیچ کس اجازه نداشت این حق را از کسی بگیرد و یا مانع اعطای این حق به افراد شود. 

5ـ بازگشت یک فلسطینی به میهنش در واقع بازگشت شهروندی بود که از حقوق شهروندی و سیاسی کامل برخوردار بود.

 شایان ذکر است که اعضای مجمع عمومی سازمان ملل متحد هر ساله بر مصوبه مربوط به حق بازگشت فلسطینی ها تاکید می کنند و بیش از 110 بار تا کنون مصوباتی در این رابطه صادر شده است ولی اسرائیل همچنان از اجرای آن سر باز می زند و سازمان ملل نیز هیچ گام عملی را در راه الزام رژیم صهیونیستی به اجرای این مصوبه برنداشته است. گفتنی است که اشغالگران قدس، پس از ورود به فلسطین، از جمعیت 920 هزار نفری مناطق اشغالی، شمار 800 هزار فلسطینی را آواره کردند که بر اساس آمارهای سال 2001، شمار آنها به 5 میلیون و 100 هزار نفر رسیده است.

طرح صلح برژنف (1982)

طرح برژنف نشانگر نگاه اتحاد جماهیر شوروی به مسئله صلح بود. این طرح در 15 سپتامبر 1982 توسط رئیس جمهور وقت شوروی مطرح شد. در این طرح بر حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت خود و همچنین برپایی یک دولت مستقل فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه از جمله قدس شرقی تاکید شده است.

در بخش دیگری از این طرح همچنین بر حق موجودیت و حیات کشورهای منطقه، پایان بخشیدن به جنگ، برقراری صلح میان دولت های عربی و اسرائیل و تضمین بین المللی برای بقای صلح تاکید شده است.

طرح ریگان که در اصل آنچنان فرقی با طرح فاس نداشت، با استقبال سازمان آزادی بخش فلسطین و کشورهای عربی رو به رو شد.

مجلس ملی فلسطین در شانزدهمین نشست خود که در 22 فوریه سال 1983 در الجزایر برگزار شد، طرح فاس و طرح برژنف را تایید و طرح ریگان را رد کرد.

  از تمامي اين راهكارها مي توان نتيجه گرفت كه طرحهاي صلح هيچ ارزشي ندارند و حتي طرح امير عبد الله ولي عهد عربستان كه اسرائيل را با عقب نشيني از  مرزهاي 1967 به رسميت مي شناخت ، نيز با شكست روبرو شد و چيزي كه اكنون مسلم است، عدم رضايت اسرائيل با هر طرح پيشنهادي جهت صلح است و دولت اشغالگر، حتي حاضر به عقب نشيني از مرزهاي سال 1967 و بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمينشان  نيز نيست.

چيزي كه صهيونيستها مي خواستند و مي خواهند در قرارداد اسلو تجلي پيدا كرد كه در آن عرفات نه تنها موجوديت اسرائيل را در داخل سرزمينهاي سال 1948 را به رسميت شناخت، بلكه به تشكيل دولتي در 70 در صد سرزمينهاي اشغالي سال 1967 بسنده كرد. با تشكيل دولت غزه- اريحا فشارهاي متعدد آمريكا، اسرائيل و صهيونيسم سياسي براي صرفنظر كردن عرفات از 55% باقي مانده سرزمينها آغاز گرديد و عرفات نيز در مذاكره اي 55% باقي مانده قرارداد اسلو را واگذار كرد. عقب نشيني تدريجي و گام به گام عرفات از قرار داد اسلو وضعيتي را به وجود آورد كه به مذاكرات" كمپ ديويد دوم" معروف شد؛ امتيازات پي در پي عرفات به اسرائيل از جمله به رسميت شناختن رژيم غاصب صهيونيستي و قبول تحت الحمايگي آن رژيم، سركوب و دستگيري اعضاي فعال حماس و انتفاضه، حذف ضرورت نابودي اسرائيل از منشور فلسطين و بالاخره قبول تاخير در تاريخ اعلام كشور مستقل فلسطين، آمريكا و اسرائيل را بر آن داشت تا عرفات را براي عقب نشيني از دو موضوع حساس و ملي تحت فشار قرار دهند:

1.       قبول عدم بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن اصلي خود كه در قرارداد اسلو به صراحت آمده بود.

2.       واگذاري بيت المقدس به اسرائيل و قبول حاكميت چهار روستاي فلسطيني نشين در نزديك بيت المقدس.

پس  مي توان گفت كه ملت فلسطين بايد جهت تحقق اهداف خويش به دنبال راهكار مناسبتري باشند. تمامي اين راهكارها و اتلاف وقتها حتي ذره اي به اسرائيل ضربه نزد و تنها باعث تقويت رژيم صهيونيستي گرديد.مردم فلسطين بايد دنبال روشي باشند تا بتوانند دشمن اشغالگر را مجبور نمايند تا نه تنها به پشت مرزهاي 1967 و1948 ، حتي  فلسطين را رها سازد و برود و آن انتفاضه و قيام خواهد بود.

 




  ارسال نظر

نوشتن نظر
نام:
ايميل:
صفحه اصلي:
عنوان:
نظر:

كد:* Code